bahar
- "l
مدتی پیش خواستیم باتاکسی بریم خونه مادر بزرگم .یه دختر خانوم دیگه هم با ما سوار تاکسی بود. آقای راننده ازمون خواست تا اول اون دختر خانوم رو برسونه(بنا به قول خودش حرفی نباشه) .از اینکه این حرف رو میشنیدم خیلی […] "مشاهده
آخرین فعالیت: 16 ساعت, 54 دقیقه قبل